ابراهيم عاملي ( موثق )
397
تفسير عاملي ( فارسي )
معنى لغات : انفروا - از مصدر نفر به فتح نون و سكون فاء به معنى به كارى شتاب كردن ، و از چيزى بد آمدن ، رو گرداندن ، پراكنده شدن . اثّاقل تم - تلفّظ ديگرى است از تثاقل به معنى كندى و تنبلى كرد ، خود را سنگين نمودار كرد ، و خوددارى كردند عده از جنبش سوى كار مهم و ميل به خواسته هاى مهم حياتى . عرضا - كالا و خواسته هاى مادى ، مرض و غيره كه بر انسان عارض مىشود . شقّة - با ضمّ و كسر شين مقصد و ناحيه ى دور كه مسافر آهنگ آن مىكند . ثبّط هم - از ثبط به فتح اوّل و سكون دوّم به معنى جلو گرفتن ، متوقّف كردن ، از كارى به ديگرى مشغول كردن . خبال - به فتح خاء به معنى نقصان ، هلاك ، فساد ، زهر كشنده ، رنج و تعب . اوضعوا - از مفرد « اوضع » يعنى شتر تند رفت ، شتر را تند برد ، در تجارت زيان كرد . جهت نزول : مجمع : چون پيغمبر ( ص ) از طائف مراجعت فرمود ، مأمور شد به جنگ با روم ، و آن وقت تابستان بود و ميوه ها رسيده بود و مردم نمىخواستند زندگى خود را ترك كنند ، و در جنبش به طرف مقصد تنبلى مىكردند اين دو آيه نازل شد « يا أَيُّهَا الَّذِينَ » - تا - « عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » . اسباب النّزول سيوطى : پيغمبر عدّه - اى از قبائل عرب را دعوت به جنگ روم كرد ، آنها در انجام فرمان كوتاهى كردند اين آيه نازل شد « إِلَّا تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ » تا آخر . ترجمه : 38 اى مؤمنان شما را چه مىشود كه چون گويند بشتابيد بجنگ در